در گذشته، فرآیند ساخت وساز به طور طبیعی تحت تأثیر محدودیت های امکانات ساخت، شرایط محیطی و مصالح بومی مناطق شکل می گرفت. سازندگان، بدون دسترسی به ابزارهای صنعتی و سیستم های پیچیده، ناچار بودند با تکیه بر شناخت از اقلیم، بناهایی خلق کنند که نه تنها نیازهای عملکردی ساکنان را برآورده کند، بلکه بتواند در برابر شرایط سخت محیطی نیز مقاومت داشته باشد. به همین دلیل، معماری بومی در هر اقلیم، حاصل تجربه، آزمون وخطا و انطباق با محیط بوده؛ به گونه ای که فرم بنا، نوع سازماندهی فضا، نحوه قرارگیری جغرافیایی، اندازه بازشوها، ضخامت دیوارها و حتی انتخاب مصالح، همگی در راستای ایجاد آسایش و کاهش نیاز به انرژی شکل می گرفت. با بحرانی شدن مسائل مرتبط با مصرف انرژی و ضرورت کاهش اثرات زیست محیطی، این پرسش مطرح می شود که بازگشت به اصول و راهبردهای سنتی، که بر پایه شناخت اقلیم و استفاده از منابع محلی شکل گرفته بودند، پاسخی کارآمدتر و پایدارتر برای نیازهای معماری نیست؟ بر همین اساس در این مقاله با روش کیفی و تدابیر توصیفی-تحلیلی، به بررسی نقش و تأثیر شرایط آب وهوایی در معماری بناهای اقلیم سردوکوهستانی پرداخته می شود که چگونه راهبردهای بومی سازگار با محیط می توانند الهام بخش راه حل های مؤثر برای معماری امروز باشند. این پژوهش با کنکاش در ویژگی های معماری اقلیم مذکور به این مهم رسیده که معماری اقلیمی باعث شکل گیری فضاهایی می شود که نه تنها تابع محیط، بلکه بهره بردار از آن هستند و زمانی موفق خواهد بود که نور، حرارت، تهویه و کالبد در تعادلی قرار گیرند که ریشه در تجربه معماری بومی دارد و می تواند با فناوری های معاصر تقویت شود.